آفرینش
بینایی حالتی است در موجودات زنده که تصویری در ذهن تجسم می شود توسط حواس بینایی .حواس بینایی سیر تکاملی داشته اند . مثلا قورباغه غذاهای غیر متحرک را نمی بیند . تطابق در عدسیهای بینایی هم سیر تکاملی دارد . مثلا نوزاد انسان چند وقتی طول می کشد تا تطبیق درستی داشته باشد . از طرفی مثلا حلزون برای دریافت رویدادی ناشی از ترکیب تصاویر احتیاج به 5 فریم در ثانیه دارد و عقاب به بیست هزار فریم احتیاج دارد . انسان  هم برای درک فیلم احتیاج به 24 فریم دارد . شاید علت اینکه حیوانات کمی به تصاویر تلویزیون جذب می شوند همین مسئله باشد .

فرآیند بینایی درک تصویری است که از بازتاب نور به اشیا در بازه بینایی هر موجودی حاصل می شود . اولین چشمها برای موجودات در محیط آب آفریده شدند واولین تصاویر در آب دیده شدند توسط جانداران .

بینایی وشنوایی قوی ترین حسهای ما در جهت درک هستی هستند .از آنجا که شنوایی در گونه های نهایی موجودات بارزتر شده مسئله حس بینایی اهمیت بیشتری پیدا می کند .
بینایی به طور کلی فرآیند تجسمی را به همراه دارد که شخصیت یا من موجودات با آن حس حضور در هستی را پیدا می کنند .
برای درک بهتر به فرآیند تکاملی دوربین عکاسی به دوربین فیلمبرداری فکر کنید .
طبق آخرین تحقیقات تفکر یا به صورت تجسمی هست یا به صورت معنایی ( کلمات) . خوب لحظه ای در در فرآیند تفکر خودتان دقیق شوید . انیشتین گفته بیشتر به صورت تجسمی می اندیشیده . خوب تفکر تجسمی یعنی تشکیل تصاویر و ترکیب تصاویر جهت شکل گیری یک رویداد تصویری در ذهن . تفکر معنایی هم همان فکر کردن با کلمات است که بیشتر به زبان مادری صورت می گیرد چرا که اطلاعات حافظه بیشتر به زبان مادری رمزگذاری شده اند در حافظه .

خوب برای درک بهتر فرض کنید اطلاعاتی در حافظه کامپیوتری موجود است به صورت تصاویر و معنا که طبق الگوریتم خاصی ذخیره شده اند و پردازشگری به نام تفکر تجسمی با این اطلاعات تصاویر جدید تری می سازد که هر کدام می تواند منحصر به فرد باشد به نام تفکر .
در هنگام رانندگی تصاویر زیادی در ذهن ما مجسم می شوند و در حافظه ضبط نمی شوند . ولی در همان هنگام ذهن ما با تصاویر ضبط شده قبلی در حال بازی است تا تصاویر جدیدی بسازد . به نظر من فرق انسان و حیوان که تفکر نامیده می شود در سامانه پردازشی به نام تجسم خلاق است . این مسئله سبب شکل گیری نقاشی در غارها شد ویا روشن کردن آتش . خوب علتی باید در ساختار ذهنی سایر موجودات باشد که هنوز نتوانسته اند آتش درست کنند . از آنجا که معنا ها توسط کلمات نمادگذاری شدند واز ابتدا کلمات نبودند شاید بتوان گفت تفکر تجسمی به نوعی سبب ایجاد تفکر معنایی یا کلماتی می باشد .

واحد تفکر تجسم خلاق در انسان سبب توهم وانگیزه وطراحی ورویا در خواب و آرزو ....... نیز می شود . مثلا آرزو تصویری است در ذهن ویا در موقع خواب این واحد پردازشی توسط اطلاعات ذخیره شده در حافظه تصویر سازی می کند و برای هر کس توسط معنا های شناخته شده در ذهنش رویا ایجاد می شود . اینکه بعضا تعابیرعجیب و غریبی به خواب نسبت می دهند بسیار عجیب است در پاسخ باید گفت فقط به فرآیند تکاملی خواب بین یک درخت و انسان فکر کنید .
شاید بتوان گفت تمدنها توسط تجسم خلاق بوجود آمده و خلاقیتهای جدید سبب پیشرفت تمدنهای انسانی گردیده است . حالا ما در عصر انقلاب اطلاعاتی می توانیم به حافظه کل بشریت در قالب شبکه دستیابی داشته باشیم جهت خلق تصاویر تجسمی جدید.
نکته دیگر در تجسم خلاق مروبوط به جنس تصویر یعنی رنگ وتعداد دریافت در ثانیه است . شاید بهترین حالت تجسم خلاق بیست و چهار فریم در ثانیه با رنگهای موجود باشد که قابلیت خاص برای انسان در موجودات ایجادکرده است وسبب پیشرفت انسان شده است .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 1:0  توسط مرتضی معمارصادقی |